هميشه به عاشورا،كربلا و حسين به عنوان آينهاي براي ديدن و رجوع به خويشتن مينگرم،واقعهاي پر از درس انسانيت و عدالت و آزاديخواهي.و حسين بزرگترين ایده آلیست تاريخ.
**فتوای حسین این است:آری در نتوانستن نیز بایستن هست.برای او زندگی،عقیده و جهاد است.((دکتر شریعتی))
امروز اين متنها را از دكتر شريعتي در مورد عاشورا خواندن و بسيار لذت بردم،گفتم اينجا باشد تا شما هم بخوانيد.
سهیل
شب عاشورا بود،عاشوراي سال 1349
نشستم تا تنها سوگواري كنم،روضهاي براي دل خويش نوشتم،تفسيري بر زيارت((وارث))!
وراثت آدم تا حسين،وراثت آدم تا يزيد! تمامي تاريخ در دو سوي فرات،از اعماق زمين برشوريدند و پيش چشمم نمايان شدند،همه جلادان،همه شهيدان!محشر تاريخ!
تا ناگهان پيش چشمم را پردهاي از خون گرفت،گويي به چشمم ميديدم كه ناگهان همهچيز غيب شد و آنچه هست صحرايي است به پهناي تمامي هستي!صحرايي پوشيده از خون،و...
در قلب صحرا،مجسمهاي خونين،خاموش....روئيده از خون!
از هراس بر خود لرزيدم،به خود آمدم،ساعت 9 صبح بود،به كوچه گريختم،در شهر نميدانم چه خبر بود.
صبح عاشورا بود،عاشوراي سال 49
تهران،نهم اسفند 1350
علي شريعتي
و متني ديگر از دكتر هميشه جاويد:
امام صادق:
((كل شهر محرم،و كل يوم عاشورا،وكل ارض كربلا))
در قبايل عرب همواره جنگ بود، اما مكه((زمين حرام)) بود و سه ماه ذيالقعده و ذيالحجه و محرم،((زمان حرام)) جنگ.دو قبيله كه با هم ميجنگيدند،تا وارد ماه حرام ميشدند،جنگ را موقتا تعطيل ميكردند،اما براي آنكه اعلام كنند كه:((در حال جنگند و اين آرامش از سازش نيست،ماه حرام رسيده است و چون بگذرد،جنگ ادامه خواهد يافت))،سنت بود كه بر قبهي خيمهي فرمانده قبيله،پرچم سرخي برميافراشتند،تا دوستان،دشمنان و مردم،همه بدانند كه((جنگ پايان نيافته است)).
آنها كه به كربلا ميروند،ميبينند كه جنگ با پيروزي يزيد پايان گرفته و بر صحنهي جنگ آرامش مرگ سايه افكنده است.
اما ميبينند كه بر قبهي آرامگاه حسين،پرچم سرخي در اهتزار است.
بگذار اين((سالهاي حرام))بگذرد!
بر گرفته از کتاب((حسین وارث آدم))